کلمات کلیدی: نبرد, ایساندلوانا,
ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نبرد ایساندلوانا
نویسنده پیام
حسنعلی ابراهیمی سعید آفلاین
کاربر حر فه ای

*


پست‌ها: 608
تاریخ عضویت: ---Sep 2014----
اعتبار: 9
تشکر ها: 87
116 تشکر شده در 76 ارسال
ارسال: #1
نبرد ایساندلوانا
[عکس: 800px-Isandhlwana.jpg]



بخشی از جنگ انگلیس-زولو
زمان :22 ژانویه 1879
مکان :ایساندلوانا ، آفریقای جنوبی
نتیجه : پیروزی قاطع زولوها


  متخاصمین امپراتوری بریتانیا پادشاهی زولو فرماندهان سپهبد لرد چلمسفورد
سرهنگ دوم هنری پولین †
سرهنگ  آنتونی دورنفورد †
  نچینگوایو کاماهوله
وومیندابا کانثاتی
ماوومنگوانا کامدللا
زیببو کاماپیثا استعداد رزمی ستون شماره 2 :14 انگلیسی و 511 بومی و مستعمره نشین
ستون شماره 3 :734 انگلیسی و 578 بومی و مستعمره نشین به همراه تعدادی غیرنظامی حدود 20 هزار نفر (10 تا 15 هزار نفر وارد نبرد شدند)
4  تا 5هزار نفر نیروی ذخیره
  تلفات بیش از 1300 کشته ،52 افسر ،727 سرباز انگلیسی
133 نیروی اروپایی مستعمراتی
343 بومی افریقایی از ناتال
دو قبضه توپ تسخیر شده 1000 کشته
2000 زخمی
   




نبرد ایساندلوانا که در 22 ژانویه 1879 میلادی درگرفت نخستین درگیری بزرگ در جنگ انگلستان-زولو بود که میان امپراتوری بریتانیا و پادشاهی زولو به وقوع پیوست.




[عکس: 800px-View_Of_the_Isandlwana_Battlefield.jpg]

 
یازده روز پس از شروع  تهاجم بریتانیا به قلمرو زولوها در آقریقای جنوبی ،یک نیروی 20 هزار نفره زولو ،بخشی از ستون اصلی نیروهای انگلیسی را که شامل 1800 نفر از نیروهای انگلیسی ،مستعمره نشینان و نیروهای بومی و همچنین 400 غیرنظامی می شد را مورد حمله قرار داد.نیروهای زولو عمدتا با نیزه های آهنی سنتی ( موسوم به آسگای ) و سپرهای از پوست گاو تجهیز شده بودند ،هر چند تعدادی تفنگ چخماقی و فتیله ای نیز که برای استفاده از انها اموزش ندیده بودند را نیز به همراه داشتند.
قوای بریتانیایی و استعماری با یکی از بهترین سلاح های زمان ، یعنی تفنگ های ته پر مارتینی –هنری مجهز شده بودند و دو توپ هفت پوندی و یک واحد راکت انداز نیز در اختیار داشتند.
با وجود تفاوت فاحش در سطح تکنولوژی  سلاح ها ،برتری عددی بالای زولوها سرانجام نیروهای بریتانیایی را که  آرایش رزمی و فرماندهی نامناسبی داشتند متلاشی کرد.بیش از 1300 نفر از قوای بریتانیا از جمله همه افراد مستقر در خط  آتش اولیه کشته شدند ، زولوها نیز برای پیروزی هزار نفر تلفات متحمل شدند.
این نبرد یک پیروزی قاطع برای زولوها بود  و شکست نخستین تهاجم بریتانیا به کشور زولو را رقم زد.ارتش بریتانیا بدترین شکست خود را از یک نیروی با تکنولوژی سطح پایین تجربه کرد.شکست ایساندلوانا منجر به اتخاذ موضع شدیدتری از سوی بریتانیا در رابطه با زولوها شد و تهاجم دوم را که با امکانات بسیار وسیع تری صورت گرفت را به دنبال آورد ،امری که امیدهای کچوایو ، شاه زولو برای مذاکره و صلح را به یأس تبدیل کرد.
 

پیش زمینه


با توجه به برنامه امپریالیستی که لرد کارناروون در کانادا بر مبنای فدرالیسم ارائه کرده بود ،تصور بر این بود که یک طرح مشابه در افریقای جنوبی هم می تواند موفقیت آمیز باشد.در سال 1874  ،سر هنری بارتلفرر به عناون کمیسر عالی برای اجرای طرح به افریقای جنوبی اعزام شد.از جمله مشکلاتی که برای اجرای طرح وجود داشت ،وجود حکومت های مستقلی مانند جمهوری افریقای جنوبی و پادشاهی زولو بود.
بارتلفرر ،به عنوان کمیسر عالی امپراتوری بریتانیا در افریقای جنوبی ،بدون مجوز دولت بریتانیا و در حالی که مصمم به تحریک پادشاهی زولو برای جنگ بود ، در 11 دسامبر 1878  برای کچوایو ، شاه زولو ضرب الاجلی مقرر کرد که شاه زولو شرایط پذیرش آن را نداشت.با عدم پذیرش ضرب الاجل از طرف کچوایو ، بارتلفرر  فرمانده انگلیسی ، لرد چلمسفورد را برای حمله به قلمرو زولو تعیین کرد.


مقدمه


لرد چلمسفورد به عنوان فرمانده عالی نیروهای بریتانیایی در جریان جنگ ، در ابتدا طرحی مبتنی بر یک حمله گازانبری پنج گانه به سرزمین زولوها را  مبنا قرار داد . بر این اساس پنج ستون از نیروهای بریتانیایی شامل 15 هزار نفر  موظف بودند ارتش اصلی زولوها را محاصره کرده و با آن درگیر شوند. در عین حال چلمسفورد از این که زولوها از ورود به درگیری مستقیم پرهیز کنند نیز نگرانی هایی داشت.




[عکس: 2ndLordChelmsford.jpg]
چلمسفورد


 
شخص چلمسفورد همراه  سه ستون مهاجم ،و از جمله ستون اصلی،  که نیرویی 7800 نفره بود و شامل  ستون های  شماره 3 و ستون شماره 2 دورنفورد می شد.تحت فرماندهی مستقیم  وی ، نیروها از پیترماریتزبورگ به سمت  اردوگاه هلپمکار ،که در نزدیکی  شهر گری تاون قرار داشت، حرکت کردند.در 9 ژانویه 1879 قوای بریتانیا به تپه رورکه رسید و  دو روز بعد با عبور از رودخانه بوفالو وارد سرزمین زولوها شد.
 
ستون فقرات نیروهای لرد چلمسفرد را 12 دسته از نیروهای پیاده نظام منظم تشکیل می دادند: شش دسته از  گردان های اول و دوم هنگ 24 ام پیاده نظام (هنگ دوم وارویک شایر) که نیروهای باتجربه و قابل اتکایی بودند.همچنین حدود 2500 نفر از نیروهای کمکی بومی که تحت نظر نیروهای کمکی مستقر در ناتال بودند و بیشترشان تبعیدی یا پناهنده هایی از زولو بودند نیز حضور داشتند. آنها توسط افسران اروپایی هدایت می شدند ، اما با توجه به پیروی از شیوه های سنتی جنگی خودشان و عدم بهره گیری از آموزش های مدرن غربی و  همچنین مجهز نبودن به تسلیحات مناسب از نظر انگلیسی ها کیفیت چندانی نداشتند.نیروهای دیگری از جمله یک واحد سواره نظام  مستعمره نشینان و نیرویی به استعداد شش قبضه توپ  و چند راکت انداز کانگریو نیز موجود بود . با در نظر گرفتن درشکه چی ها ، خدمتکاران و راهنماهای محلی ، بیش از 4 هزار نفر در ستون شماره 3 حضور داشتند.با توجه به عجله ای که چلمسفورد و بارتلفرر برای پیاده کردن طرحشان داشتند ، عملیات در همان فصل بارانی سال شروع شد ، امری که سرعت حرکت قوای بریتانیایی را به شدت کاهش داد.




[عکس: vo044gca.jpg]
 
ارتش زولوها که از یک فرهنگ قبیله ای و جنگجو برخاسته بود ، اساسا یک نیروی میلیشیایی بود که  در زمان تهدید فورا قابل احضار بود. با توجه به ظرفیت لجستیکی بسیار پایین ، ارتش زولو تنها توانایی چند هفته ماندن در میدان نبرد را داشت و پس از آن افرادش مجبور به بازگشت به وظایف غیرنظامی خود بودند.نیروهای زولو عمدتا به نیزه های موسوم به آسگای ( در زبان زولو ،ایکلوا) ، چماق های موسوم به کنوبکری ،زوبین و سپرهای از پوست گاو مجهز بودند.نیروها و واحدهای ارتش زولو تمرینات و تاکتیک های خود را بر مبنای استفاده از این سلاح ها استوار کرده بودند. برخی از زولوها تعدادی تفنگ قدیمی نیز در اختیار داشتند که شباهت چندانی با سلاح های مورد استفاده یک ایمپی ( سرباز ) زولو نداشت.زولوها عمدتا تمایلی به استاده از تفنگ نداشتند و آن را "سلاح بزدل ها " قلمداد می کردند.



[عکس: isandlwana-24th-foot.jpg]
سربازان مستعمراتی

 
 
انگلیسی ها عمدا عملیات خود را هم زمان با فصل درو محصولات هماهنگ کرده بودند ،به این امید که نیروهای زولو را به صورت پراکنده به دام بیندازند. به صورت اتفاقی ،در همین زمان بخش عمده نیروهای زولو در اولوندی پایتخت کشور زولو تجمع کرده بودند تا مراسم (( جشن اولین میوه ها )) را برگزار کنند و از جانب دیگر همه آن ها موظف بودند حضورشان را به پادگان های اطراف اولوندی اطلاع بدهند.



پادشاه کچوایو در 17 ژانویه نیروی 24 هزار نفره خود را  از نزدیکی اولوندی و در عرض رودخانه اومفولوزی سفید اعزام کرد و به آنان چنین فرمان داد :

" به آرامی حرکت کنید ، به هنگام طلوع حمله کنید و سربازان سرخ را یکجا قورت بدهید."
 
در روز 18 ام ژانویه یک نیروی 4 هزار نفره از بدنه اصلی ارتش زولو جدا شد تا به ستون  پیرسون در نزدیکی اشووه حمله کند.20 هزار نفر باقی ماده در ناحیه ایسی فزی ایخاندا اردو زدند.در 19 ژانویه قوای اصلی زولو در نزدیکی کوهستان بابانانگو اردو زد ، و روز بعد اردوی خود را  نزدیک کوهستان سیفزی برپا کرد.سرانجام و در روز 21 ام ژانویه ،آنها وارد دره  نگوبنی شدند و تا شناسایی نیروهای انگلیسی توسط یک واحد دیده بانی در روز 22 ژانویه همان جا منتظر ماندند.تحت فرماندهی نچینگوایو کاماهوله ،ارتش زولو با برنامه مناسبی در موقعیتش مستقر شده بود . ارتش زولو در دو ستون ودر حالی که  طرفین برای هم قابل رویت بودند حرکت می کرد ، اما به منظور جلوگیری از حمله غافلگیرانه ستون ها در حدود چند کیلومتر از هم فاصله  داشتند. طلایه های 200 تا 400 نفره ای پیشاپیش این دو ستون به منظور شناسایی و جلوگیری از غافلگیری توسط دشمن در حرکت بودند. سرعت حرکت زولوها در مقایسه با نیروهای انگلیسی قابل توجه است : ایمپی های زولو پنج  روزه 80 کیلومتر پیش روی کرده بودند ،حال آن که قوای  چلمسفورد در عرض 10 روز تنها 16 کیلومتر پیموده بود.
 
نیروهای چلمسفورد در 20 ژانویه در ایساندلوانا اردو زدند ، اما اعمال لازم برای جلوگیری از ورود ناگهانی به اردوگاه را صورت ندادند.هیچ حلقه محافظتی از درشکه ها ایجاد نشد. چلمسفورد نیازی به ایجاد آن نمی دید و می گفت که ساختنش یک هفته وقت می برد. این گفته فرمانده انگلیسی نشان می دهد او توانایی ها و قابلیت های رزمی زولوها را به شدت دست کم گرفته بود . تجربه جنگ های مستعمراتی در افریقا به اروپایی ها نشان داده بود که با داشتن برتری تکنولوژیک و قدرت آتش بالا (تفنگ های مدرن و توپخانه ) می توان نیروهای محلی را که سلاح و آموزش کافی نداشتند را هرچند برتری شماره و شجاعت داشته باشند مغلوب کرد. چلمسفورد بر این باور بود که قوای 4 هزار نفره اش ، از جمله هزار سرباز مجهز به تفنگ های مارتینی-هنری  قدرت آتش مناسب برای خنثی کردن هر حمله از طرف زولوها را که تنها مجهز به نیزه و تعدادی تفنگ قدیمی براون بس هستند را دارند.به علاوه ، مشکلات لجستیک و پشتیبانی از نیروهای پیش رو چیزی بود که بیش از تهدید حمله زولوها به اردوگاه چلمسفورد را نگران می کرد.
 
پس از مستقر شدن در ایساندلوانا ، چلمسفورد دو گردان از نیروهای کمکی ناتال را برای دیده بانی به پیش اعزام کرد.آنها با تعدادی از واحدهای زولو که چلمسفورد گمان می کرد طلایه نیروی اصلی زولو هستند  درگیر شدند. اعتماد به نفس چلمسفورد و اطمینان او به  قدرت آتش و مهارت های رزمی نیروهایش چنان بود که  نیروهایش را تقسیم کرد و بیش از 2500 نفراز آنها و از جمله نیمی از پیاده نظام منظم انگلیسی اش را برای یافتن و حمله کردن به نیروی اصلی زولوها به پیش فرستاد تا به گمان خود به پیروزی قاطعی دست پیدا کند.امری که هیچ گاه اتفاق نیفتاد ،زیرا طلایه زولو تنها برای منحرف کردن  او از نیروی اصلی فرستاده شدن بود.


 
برای محافظت از اردوگاه پنج دسته 70 تا 80 نفره از گردان اول و یک دسته قوی تر 150 نفره از گردان دوم هنگ 24 ام تحت فرماندهی سرهنگ دوم هنری پولین باقی ماندند.  وظیفه پولین حفاظت از اردوگاه و همچنین منتظر ماندن برای دستورات بعدی از طرف فرماندهی برای پشتیبانی احتمالی از نیروهای پیشرو بود.پولین حدود 500 نفر از نیروهای کمکی ناتال و 200 جنگجوی نامنظم محلی نیز به همراه داشت.همچنین دو قبضه توپ و 70 نفر از اعضای واحدهای توپخانه سلطنتی حضور داشتند.روی هم رفته پولین نیرویی 1300 نفره را رهبری می کرد.با این که پولین تجربه رزمی چندانی نداشت ، نیروی تحت امر او ،خصوصا شش واحد منظمی که در جنگ های استعماری تجربه فراوان داشتند نیروی قابلی به شمار می رفت.واحدهای شناسایی از جمله سواره نظام  که در حدود 11 کیلومتری اردوگاه در حال گشت زنی بودند حدود ساعت 7 صبح گزارش کردند که  یک نیروی 4 هزار نفره از زولوها را رویت کرده اند.در طول صبح گزارش های دیگری نیز از تحرکات زولوها به پولین رسید.در میان افسران تردیدهایی وجود داشت مبنی بر این که قصد این نیروها جمله به قوای چلمسفورد است یا خود اردوگاه.در ساعت 10:30 صبح سرهنگ آنتونی دورنفورد و پنج سوار از نیروهای ناتال به همراه یک واحد راکت انداز سررسیدند.این مساله موضوع فرماندهی را پیش کشید زیرا دورنفورد درجه بالاتری داشت و قاعدتا باید فرماندهی را او به عهده می گرفت.با این وجود دورنفورد پذیرفت تحت فرماندهی پولین باشد و به همراه بخشی از نیروها به نیروهای در حال پیشروی زولو حمله کند.هم پولین و هم دورنفورد قصد داشتند از عقبه نیروهای چلمسفورد حمایت کنند.دورنفورد از پولین خواست  تعدای از نیروهای هنگ 24 را در اختیار او بگذارد ،اما پولین که بیشتر روی دفاع از اردوگاه متمرکز بود بی میلی نشان داد.




چلمسفورد نیروهای زولو را که پرتحرک ،منظم ، با اعتماد به نفس و

تحت فرماندهی مناسب بودند دست کم گرفته بود.شکست در ایجاد

یک موقعیت دفاعی مناسب ، اطلاعات غیرکافی از محل استقرار

نیروهای عمده ارتش زولو ،اشتباه در تقسیم کردن نیروها ،استفاده

زولوها از وضعیت عوارض زمین و ضعف در نحوه آرایش نیروهای

انگلیسی ، همگی باعث شدند ایساندلوانا به یک فاجعه برای

انگلیسی ها تبدیل شود.



نبرد
 
ارتش زولو توسط  دو  ایندونا (شاهزاده ) "نچینگوایو کاماهوله  خوزالو و ماوومنگوانا کاندللا نتولی" فرماندهی می شد.شاهزاده دابولامانزی کامپانده ،برادر ناتنی  پادشاه کچوایو سپاه های مستقر در اولوندی را رهبری می کرد.در حالی که چلمسفورد در جستجوی زولوها بود ، آنها او را دور زده بودند و در پشت قوایش مستقر شده بودند تا در روز 23 ژانویه قوای بریتانیا را مورد حمله قراردهند.نیروهای زولو در ساعت 8 صبح توسط دیده بان های تحت امر سرگرد چارلز رو که آنان را تا یک دره تعقیب کرده بودند شناسایی شدند.در این زمان بود که انگلیسی ها 20 هزار سرباز زولو را که در سکوت کامل در دره مستقر شده بودند مشاهده کردند.با اطلاع یافتن از شناسایی شدنشان ،نیروهای  زولو حمله شان را اغاز کردند.نیروهای سرگرد رو یک درگیری همراه با عقب نشینی را آغاز کردند و برای پولین نیز هشدار فرستاده شد.پولین زولوها را در تپه های سمت چپ خود مشاهده کرد و برای چلمسفورد پیغام فرستاد ،پیغامی که  بین  ساعت  9 تا 10 صبح دریافت شد.


 



[عکس: isandl%20%281%29.jpg]




 
حمله زولوها با آرایش سنتی شان موسوم به ((شاخها و سینه گاومیش)) آغاز شد.هدف زولوها محاصره موقعیت انگلیسی ها بود.از دید پولین تنها شاخ (جناح) سمت  راست و سینه (مرکز) حمله زولوها  قابل مشاهده بود.پولین شش دسته پیاده نظام منظمش را به منظور درگیری مستقیم با زولوها بیرون فرستاد و آنها را در یک خط آتش قرار داد.افراد دورنفورد پس از درگیری با تعدادی از نیروهای زولو به یک مسیل خشک شده عقب نشینی کردند تا در جناح چپ نیروهای انگلیسی یک موقعیت دفاعی تشکیل دهند



 
واحد راکت انداز تحت کنترل دورنفورد که از سایر نیروها جدا

شده بود در همان ابتدای درگیری ها مورد حمله قرار گرفت و

از کار افتاد.






[عکس: map.jpg]
حرکات تاکتیکی زولوها و حمله به اردوگاه برتانیا
 



 
 در دو گردان تحت فرمان دورنفورد که از نیروهای بومی تشکیل شده بود تنها افسران مجهز به تفنگ های جدید بودند و بقیه نیروها که تفنگ های قدیمی  فتیله ای و مهمات بسیار کمی داشتند در همان ساعات اولیه نبرد شروع به فرار کردند.
پولین در بیست دقیقه اولیه نبرد در آرایش نیروهایش تغییراتی داد و خط آتش اولیه اش را به اردوگاه نزدیک تر کرد.در چند ساعت اولیه نبرد و تا فرارسیدن ظهر ،واحدهای منظم انگلیسی با وارد آوردن تلفات به مرکز ارتش زولو، حمله  آن ها را متوقف کردند و این خود سبب حفظ روحیه نیروهای انگلیسی شد.تفنگ های مارتینی-هنری سلاح های پرقدرتی بودند و سربازان باتجربه ای آن ها را به کار می بردند.همچنین آتش توپخانه انگلیسی ها بخشی از نیروهای زولو را ناچار کرد برای در امان ماندن به شیب تپه ها پناه ببرند.در همین زمان جناح چپ زولوها در حال محاصره کردن جناح راست نیروهای انگلیسی بود.





[عکس: Isandlwana.jpg]
 

افراد دورنفورد که دیرزمانی بود در حال جنگیدن بودند شروع به عقب نشینی کردند و آتشباری شان فرونشست.عقب نشینی دورنفورد باعث شد جناح راست انگلیسی ها مورد تهدید مستقیم قرار بگیرد و پولین را  برای دچار نشدن به محاصره کامل ناچار به فراخواندن نیروهایش به داخل اردوگاه کند.این عقب نشینی همچنین باعث شد دسته باقی مانده از هنگ 24 ام به سرعت در برابر حمله زولوها متلاشی شود.




یک افسر از نیروهای اصلی چلمسفورد به عنوان شاهد عینی مرحله پایانی نبرد در ساعت 3 بعد از ظهر را چنین شرح داده است:
 
"در عرض چند ثانیه ما تفنگ ها را در حال آتش کردن می دیدیم ، یکی بعد از دیگری ،این کار چند بار تکرار شد.یک مکث و بعد چیزی شبیه یک برق ناگهانی-یک برق ناگهانی...!! خورشید بر اردوگاه می تابید و بعد ناگهان اردوگاه تاریک شد،انگار سایه ای از روی آن گذشت.تفنگها بعد از آن شلیک نکردند و چند دقیقه بعد همه چادرها ناپدید شدند...."


این واقعه به صورتی مشابه توسط یک جنگجوی زولو هم نقل شده است :


"در میانه نبرد خورشد ناگهان تاریک شد ،هنوز می توانستیم آن را ببینیم  ،شاید ما تا غروب در حال جنگیدن بودیم،بعد ما وارد اردوگاه شدیم که  پر از دود و آتشباری بود. بعدش خورشید دوباره شروع  به تابیدن کرد..."


زمان وقوع خورشید گرفتگی در آن روز ساعت 2:29 دقیقه بعد از ظهر تعیین شده است.




تعداد زیاد اجساد کنار هم افتاده نشان می داد انگلیسی ها تا آخرین لحظه مقاومت کرده اند.چند دسته از اجساد از جمله یک دسته 150 نفره که امروزه جایشان با سنگ چین مشخص شده است اطراف اردوگاه پیدا شدند.


یک گزارشگر زولو نقل کرده که افراد هنگ 24 در گردنه ایساندلوانا یک مربع دفاعی تشکیل دادند.افراد سواره نظام مستعمراتی که می توانستند با اسب هایشان فرار کنند به همراه اسب هایشان همگی در کنار دورنفورد و در آخرین مقاومتش باقی ماندند و کشته شدند.نبرد به جنگ تن به تن کشیده شد و هیچ کدام از سربازان منظم انگلیسی اسیر نشدند .



زولوها  فرمان داشتند به غیرنظامیان که کت های سیاه بر تن داشتند حمله نکنند و همین باعث نجات یافتن و فرار برخی از افسران انگلیسی شد که کت های سیاه یا آبی تیره بر تن داشتند.


انگلیسی ها به صورت پشت سر هم با تفنگ و سرنیزه می جنگیدند اما سرانجام مهماتشان ته کشید.یکی از زولوهای حاضر در نبرد نگهبان چادر چلمسفورد در اردوگاه را به یاد می آورد ؛یک ایرلندی قوی هیکل از هنگ 24  که با سرنیزه اش زولوها را عقب می راند تا این که سرانجام با نیزه کشته شد و زولوها پرچم  واحدهای ژنرال را پایین کشیدند.



پرچم های هر دو ستون حاضر در اردوگاه به غنیمت گرفته شد ، اما دو سرگرد انگلیسی توانستند پرچم مخصوص ملکه را از صحنه نبرد بیرون بکشند و بعدها به خاطر همین به آن ها صلیب ویکتوریا اهدا شد.


هر چند گارنت وولزلی که بعدا جایگزین چلمسفورد شد نظر دیگری داشت  :" من این ایده را که افسران بر پشت اسب هایشان فرار کنند ، در حالی  سربازانشان در صحنه نبرد کشته شوند نمی پسندم."



از حدود 1700 نفر نیروی انگلیسی و نیروهای کمکی محلی ، بیش از 1300 نفر کشته شدند.بیشتر آنها اروپایی بودند از جمله دو فرمانده انگلیسی ، پولین و دورنفورد . تنها پنج افسر سلطنتی جان به دربردند.


یکی از افسران کشته شده ، سروان جراح پیتر شفرد بود ،از پیشگامان کمک های اولیه.نیروهای کمکی ناتال متحمل تلفات 400 نفره شدند.نیروهای ناتال اسیر شده توسط زولوها  خائن شناخته شده و اعدام شدند.


حدود 1000 قبضه تفنگ مارتینی-هنری ، دو قبضه توپ ،400 هزار دور فشنگ ، 2 هزار حیوان بارکش و 130 درشکه ، به همراه تدارکاتی مانند غذای کنسرو شده ، بیسکوییت ، آبجو ،اوورکت و چادر یا توسط زولوها تصرف شد یا در میدان نبرد رها گشت.


افراد زنده مانده از قوای بریتانیا عمدتا نیروهای کمکی بودند.زولوها حدود 1000 نفر کشته داشتند و چند برابر همین تعداد نیز رقم مجروحانشان بود.



 


نبرد از دید زولوها





دلیل اصلی  پیروزی زولوها این بود که آنها بر خلاف انگلیسی ها نیروهایشان را به صورت متمرکز و یکپارچه به کار بردند.به علاوه آنان تلاش بسیار موفقیت آمیزی داشتند که این نیرو و پیشروی اش را پنهان نگه دارند تا بتوانند در عرض چند ساعت حمله سراسری خود را به دشمن صورت دهند.


در نهایت و زمانی که وجود نیروهای زولو توسط دیده بان های انگلیسی کشف شد  آنان بلافاصله حمله خود را شروع کردند و توانستند به عنصر غافلگیری تاکتیکی دست یابند.امری که انگلیسی ها را از تمرکز مناسب و به موقع بازداشت.زولوها چلمسفورد را فریب دادند و توانستند به پیروزی قاطعی دست یابند.نیروهای انگلیسی ناچار به خروج از سرزمین زولو شدند و مجبور شدند تا رسیدن یک نیروی کمکی بزرگ و شروع تهاجم دوم منتظر بمانند.





نگاه بریتانیایی
اشتباهات تاکتیکی



نخستین  تحلیل بر نبرد که از طرف هوراس اسمیت-دورین بر نبرد ارئه شد به این نکته اشاره می کرد که نیروهای انگلیسی در باز کردن سریع بسته های فشنگ مشکل داشتند و فرماندهان هر واحد نسبت به توزیع مهمات میان سایر واحدها بی میل بودند.سربازان آموزش دیده انگلیسی می توانستند در هردقیقه 10 تا 12 گلوله شلیک کنند .کمبود مهمات باعث ضعف در نگه داشتن موقعیت دفاعی شد و بازنشدن سریع بسته های مهمات مشکلات را دو چندان کرد.سایر تحلیل ها هم بر این عقیده بودند که عدم کمک رسانی و نبود مهمات کافی برای نیروهای دورنفورد و دست کم گرفتن توانایی های نیروهای زولو از دیگر عوامل ناکامی تاکتیکی نیروهای بریتانیایی بوده است.





اشتباهات در فرماندهی


پیام های مبنی بر کشف  بدنه اصلی نیروهای زولو  در ابتدای روز و سپس خبر حمله به اردوگاه توسط زولوها و درخواست کمک فوری به چلمسفورد مخابره شد.


فاحش ترین مورد شکست در کمک رسانی در ساعت 1:30 ظهر ثبت شد ، پیامی با این مضمون دریافت شد:" محض رضای خدا برگردید ، اردوگاه محاصره شده ، همه چیز خیلی بد پیش می رود..."


دو دسته از هنگ 24 و چهار قبضه توپ عازم تپه ایساندلوانا شدند، اما پس از دو مایل حرکت چلمسفورد به آنان دستور بازگشت داد.
در ساعت  3:30 بعد از ظهر و زمانی  که خیلی دیر شده بود، چلمسفورد وخامت وضع جناح چپ خویش را درک کرد.یک افسر نجات یافته ، روپرت لانسدیل خبر سقوط اردوگاه را به چلمسفورد داد و از او چنین شنید :


" اما من هزار مرد برای دفاع از اردوگاه باقی گذاشتم."



چلمسفورد به سرعت نیروهای پراکنده خود را جمع آوری کرد و به سوی ایساندلوانا بازگشت اما هنگام غروب که به آنجا رسید اثری از ارتش زولو مشاهده نشد.

نیروهای انگلیسی شب را در ایساندلوانا اردو زدند و با فرارسیدن صبح چلمسفورد که روحیه نیروهایش را در هم شکسته می دید آنان را به تپه رورکه بازگرداند.





نتیجه
فشار

 

با این که ایساندلوانا برای بریتانیا یک شکست بود ، باعث پایان یافتن جنگ زولو نشد.با شکست نیروهای چلمسفورد ،طرح اشغال  کشور زولو معلق شد  و انگلیسی ها ناچار به طراحی دوباره آن شدند.نه تنها تلفات انسانی نبرد برای انگلیسی ها سنگین بود بلکه بخش اعظم تدارکاتشان نیز در این نبرد از دست رفته بود.وضع همان طور شد که پادشاه کچوایو از آن می ترسید ، شرمندگی ناشی از این شکست سیاست مداران لندن نشین را که تا پیش از این تمایل چندانی به  انجام این جنگ نداشتند را بر آن کرد که از دولت  ناتال حمایت کنند و همه منابع لازم برای شکست زولوها را فراهم نمایند.با وجود برتری عددی ، زولوها  که فاقد توان تکنولوژیک و منابع کافی بودند ، قدرت شکست دادن بریتانیا در یک نبرد دیگر را نداشتند.


زولوها یک شانس بزرگ برای مسجل کردن پیروزی خود در خاکشان را در همان روز از دست دادند.نیروهای شناسایی اعزامی چلمسفورد از نیروهای مستقر در اردوگاه خیلی آسیب پذیرتر بودند.و با توجه به روحیه پایین ناشی از شکست ایساندلوانا و پراکندگی نیروهای چلمسفورد می شد آنان را متلاشی کرد.


در ساعات پایانی نبرد، نیروی 4 هزار نفره ذخیره زولو که تا کنون وارد میدان نبرد نشده بود ،پس از قطع راه ارتباطی رودخانه بوفالو در جنوب غرب ایساندلوانا از رودخانه گذشت و به پست دیده بانی مستقر در تپه رورکه حمله کرد.پست تنها توسط 139 سرباز بریتانیایی محافظت می شد ،اما آنان با وارد کردن تلفات سنگین حمله را پس زدند.


بخش های دیگر نیروهای مهاجم نیز منفک شده و بدون پشتیبانی بودند.ستون شماره 1 تحت فرماندهی  چارلز پیرسون برای بیش از دو ماه در اشووه تحت محاصره یک نیروی زولو قرار گرفت ،در حالی که ستون شماره 4 به فرماندهی اولین وود ،پیشروی اش را متوقف کرد و دو ماه بعد را به گشت زنی در شمال غربی  گذراند.


پس از ایساندلوانا ، انگلیسی ها و مستعمره نشینان در هراس از یک ضد حمله از طرف زولوها برای اشغال ناتال به سر می بردند.تمامی شهرک های ناتال به منظور مقابله با حمله احتمالی استحکام بندی شدند.بارتلفرر با وجود این که تلاشی از سوی زولوها برای عبور از مرز مشاهده نشده بود بر احتمال حمله تاکید می کرد و آن را بزرگ جلوه می داد.


با وجود تمایل برخی فرماندهان زولو برای پیشروی به داخل ناتال ، پادشاه کچوایو که هنوز امیدوار بود یک جنگ تمام عیار صورت نگیرد به نیروهایش فرمان عدم عبور از مرزها داد.



دولت بریتانیا برای شروع مجدد نبرد سه دلیل داشت : اول این که غرور ملی جریحه دار شده را با شکست دادن دشمن به وضع اولیه بازگرداند و دوم  این که از واکنش افکار عمومی داخل و نتایج انتخابات پیش روی پارلمانی نگران بود .با وجود این که تهاجم دوباره صورت گرفت ، نخست وزیر دیزرائیلی و حزبش انتخابات سال 1880 را باختند.



دلیل سوم این بود که در صورت عدم شکست فوری زولوها ممکن بود شورش های سراسری در نقاط مختلف امپراتوری مستعمراتی بریتانیا با الهام از زولوها پا بگیرد و اهداف امپریالیستی بریتانیا را در سراسر جهان با خطر مواجه کند.




پس از ایساندلوانا ، ارتش بریتانیای مستقر در افریقای جنوبی به شدت تجهیز شد و بازهم به کشور زولو حمله کرد.سر گارنت وولزلی اعزام شد تا فرماندهی را از چلمسفورد و بارتلفرر تحویل بگیرد.با این وجود چلمسفورد از انتقال فرماندهی به وولزلی خودداری کرد و توانست زولوها را در چندین درگیری و از جمله آخرین آن ها  ، یعنی نبرد اولوندی که در آن پادشاه کچوایو به اسارت گرفته شد شکست دهد.


بریتانیا رهبران محلی زولو را تشویق کرد به حکومت خود در حوزه های کوچک تحت امرشان و بدون وجود یک قدرت مرکزی زولو ادامه بدهند. پادشاه کچوایو بعدها توانست به وطنش که اکنون دیگر یک دولت مستقل زولو نبود بازگردد.
نبرد ایساندلوانا باعث شد نیروهای بریتانیایی توانایی های زولوها را مورد توجه قرار دهند و بر همین اساس در هیچ کدام از دیگر نبردهای جنگ زولو آرایش خطی را علیه ایمپی های زولو به کار نگیرند ،بلکه در آرایش های فشرده و از جمله آرایش مربعی بجنگند.





اتهامات

 
چلمسفورد می دانست که برای این شکست باید در برابر دولت بریتانیا و تاریخ گواه باشد.او بلافاصله دورنفورد را متهم کرد که دستورش برای ساختن موقعیت دفاعی را نادیده گرفته است. هر چند به نظر نمی رسد چنین دستوری از طرف چلمسفورد به دورنفورد داده شده باشد.


پس از بازگشت به بریتانیا چلمسفورد با زحمت فراوان توانست ملکه ویکتوریا را راضی کند که در یک مجمع عمومی و با حضور نخست وزیر گلادستون وقایع را شرح بدهد.


بعدها چلمسفورد توانست با فرماندهی در نبردهای بعدی با زولوها  ارتش آنان را شکست بدهد و خاندان سلطنتی زولو را به اسارت بگیرد ،چیزی که  حیثیت مخدوش شده اش را بهبود بخشید.چلمسفورد پس از این قضایا دیگر در هیچ عملیاتی شرکت نکرد.







مترجم: احمد فرصتی
[font="Times New Roman",serif][size=4][size=4]Wars and history [/size][/font][/size]

شاید این جمعه بیاید،

 شاید

--2017/06/09-- PM 12:07
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان